الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

245

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) استغفار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى اهل بقيع هنگامى كه بيمارى بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست يافت ، از مفارقت اين زندگى مطمئن شد و علاقه‌مند گرديد كه براى وداع با مقابر مسلمين برود و براى آنها طلب مغفرت نمايد ، پس در تاريكى شب ، « ابو مويهبه » را احضار كرد و هنگامى كه نزد آن حضرت حاضر شد ، به او دستور داد تا همراه وى به بقيع برود و به او فرمود : « دستور داده شدم تا براى اهل بقيع استغفار كنم و لذا تو را خواستم تا همراه من بيايى » . ( 2 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به راه افتاد تا اينكه به بقيع غرقد رسيد ، پس بر اموات سلام كرد و به آنان فرمود : « سلام بر شما اى اهل قبور ! گوارايتان باد آنچه در آن قرار گرفته‌ايد از آنچه مردم در آن واقع شده‌اند ، فتنه‌ها همچون پاره‌هاى شب تاريك آمده‌اند كه آخر آنها به دنبال اولشان مىباشد و آخرى از اوّلى بدتر است . . . » . ( 3 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از ما وراى غيب دريافت كه امتش به چه حالتى از دگرگونى و عقبگرد دچار مىشود و به چگونه انحرافى در دين و عقيده گرفتار مىشود و با چه امواج هراسناكى از فتنه‌ها و گمراهى مواجه خواهد شد كه او را به نادانيهاى عميقى در اين زندگى سوق مىدهد . ( 4 ) آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به « ابو مويهبه » روى كرد و به او فرمود : « اى ابو مويهبه ! كليدهاى خزانه‌هاى دنيا و جاويد ماندن در آنها و سپس بهشت به من داده شده است و ميان آنها و ميان ديدار پروردگارم و بهشت ، مخيّر گشتم » . « ابو مويهبه » در شگفت شد و گفت : پدر و مادرم فداى تو باد ! كليدهاى خزانه‌هاى دنيا و جاويدانى در آن و سپس بهشت را بردار . حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « نه ، به خدا ! ديدار پروردگارم و بهشت را انتخاب